السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )
598
الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )
امّا اگر سقايت و رفادت حج و مشورت ، از آن بنى عبد المطلب باشد ، و در عين حال پيامبرى هم در ميان آنها ، پس چه چيزى براى ما مىماند ؟ پس اخنس دريافت و بنى زهره را بازگرداند . « 1 » از بنى عدى هم كسى در جنگ بدر شركت نداشت . بنى هاشم نيز درصدد برآمدند تا به مكّه برگردند ، امّا ابو جهل سختگيرى كرد و گفت : اين جماعت هم از ما جدا نمىشوند تا با هم بازگرديم . « 2 » به همين دليل و نظر به موضع بنى هاشم در قبال پيغمبر ( ص ) و مسلمانان و دفاع از آنان در دورهء مكّه ، رسول خدا ( ص ) دستور داد كه مردان بنى هاشم را نكشند . چنان كه از قتل ابو البخترى ، وليد بن هشام نيز كه در مكّه از حضرت دفاع مىكرد و هرگز او را آزار نداد و از كسانى بود كه براى نقض عهدنامه قريش تلاش مىكرد ، منع فرمود ، امّا حاضر نشد ، بدون همسفرش اسير شود ؛ از اين رو او را كشتند . پيامبر ( ص ) از قتل حارث بن نوفل هم كه به اجبار قريش آمده بود ، منع كرد ، امّا كسى كه از دستور پيغمبر ( ص ) خبر نداشت ، او را كشت . همين جريان براى زمعة بن اسود نيز تكرار شد . از اين به دست مىآيد ؛ 1 . هدف پيامبر ( ص ) از جنگ ، غلبه و رسيدن به پادشاهى و سلطنت نبود . او هرگز تمايل نداشت كه خون مردم ريخته شود و اجساد كشتگان را ببيند و نوحهء مادران فرزند از دست داده و زنان بىشوهر شده را بشنود ، بلكه هدف عالىترى داشت كه نفع آن ، عايد همهء مردم در طول نسلهاى متمادى مىشد . او مىخواست با كمترين تلفات به اين هدف و الا برسد . 2 . پيامبر ( ص ) مواضع اخلاقى و سجايا و شهامت مردم را با هر گرايش و
--> ( 1 ) . بنگريد : سيره حلبى ، 2 / 153 . ( 2 ) . سيره ابن هشام ، 2 / 271 ؛ سيره حلبى ، 2 / 154 .